حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2257

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

( سترابون ، كتاب 11 ، فصل 8 ، بند 8 - ژوستن ، كتاب 42 ، بند 2 - مقدّمه تروگ‌پومپه ، كتاب 42 ) سترابون مردم داهى را داراى طوايفى موسوم به پىسورى « 1 » و كسانتى « 2 » ميداند و نام ماساژت را شامل مردمانى موسوم بخوارزميها و آتّاسيها « 3 » . داريوش اسم دو مردم را در جزو ايالات ايران ذكر مىكند : سك - هئوم‌ورك « 4 » - سك تيگر خئود « 5 » و هر دو در آسياى وسطى آن طرف رود سيحون‌اند ( صفحهء 1452 اين تاليف ) . بايد اعتراف كرد ، كه اطلاعاتيكه نويسندگان مزبور ميدهند گنگ است و بجز هرودوت ، كه شمّه‌اى از اخلاق و عادات و زندگانى ماساژت‌ها ، يعنى مردمان عمده صفحات آنطرف سيحون ، بيان كرده ، ديگران بذكر اسامى طوايف اكتفاء ورزيده‌اند . بهرحال يوئه‌چيها بسر اين مردمان ريخته آنها را از مساكنشان كندند ، چنان كه طوايف سكائى هم مجبور گشتند اراضى تازه بدست آورده در آنجاها بنشينند . بنابراين ، نهضت مردمان سكائى هم شروع شد و سكائى و يوئه‌چى مخلوط با يكديگر به پارت و باختر فشار آوردند . مخاطره بزرگ بود ، زيرا اين مردمان از حيث تمدّن ، از مردمان ايران و آسياى غربى كليّة ، خيلى پست‌تر بودند ( نوشته هاى هرودوت ، بصفحه 473 - 474 اين تأليف رجوع شود ) و اگر غالب ميآمدند تمدّن آسياى غربى ، كه در مدّت قرونى زياد از زندگانى سومريها و اكدّيها - بابليها و آسوريها - ماديها و پارسيها و يونانيها حاصل شده بود ، از ميان ميرفت و جاى آن را وحشيگرى و بربريّت ميگرفت ، يعنى در آسياى غربى در اين زمان همان اوضاع پيش ميآمد ، كه پس از چند قرن در اروپا در زير فشار هونها روى داد و تمدّن يونانى و رومى جاى خود را در مدّت قرونى بتوّحش واگذارد ، ولى خوشبختانه ايران پارتى بعد از جنگهاى عديد بهره‌مند گشت جلو اين سيل بزرگ را بگيرد و ميتوان گفت ، كه تمدّن ايران را نجات داد ، اما دولت يونانى باختر نتوانست

--> ( 1 ) - Pissuri . ( 2 ) - Xanthii . ( 3 ) - Attasii . ( 4 ) - سك‌هاى برگ هومه . ( 5 ) - سك‌هاى تيز خود ( كلاه تك تيز بسر داشتند ) .